الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

420

مفاتيح الجنان (فارسى)

و درون پوشيدهء نهادم ، و آويزه‌هاى راههاى نور چششم ، و چينهاى صفحهء پيشانىام ، و روزنه‌هاى راههاى نفسم ، و پرّه‌هاى نرمه تيغهء بينىام ، و حفره‌هاى پرده شنوايىام ، و آنچه كه ضميمه شده و بر ان بر هم نهاده دو لبم ، و حركتهاى سخن زبانم ، و جاى فرو رفتگى سقف دهان و آرواره‌ام ، و محل روييدن دندانهايم ، و جاى گوارايى خوراك و آشاميدنىام ، و بار بر مغز سرم و رسايى رگهايى طولانى گردنم ، و آنچه را قفسه سينه‌ام در برگرفته ، و بندهاى پى شاهرگم ، و آويخته‌هاى پردهء دلم ، و قطعات كناره‌هاى كبدم ، و آنچه را در برگرفته غضروفهاى دنده‌هايم ، و جايگاههاى مفاصلم ، و پيوستگى پاهايم ، و اطراف انگشتانم ، و گوشتم ، و خونم ، و مويم ، و پوستم ، و عصبم ، و نايم ، و استخوانم ، و مغزم ، و رگهايم 7 و تمام اعضايم ، و آنچه در ايام شيرخوارگى بر آنها بافته شد ، و آنچه زمين از سنگينى من برداشته ، و خوابم و بيدارىام و سكونم ، و حركات ركوع و سجودم ، خلاصه با تمام اين امور گواهى مىدهم بر اينكه اگر به حركت مىآمدم و طول روزگاران ، و زمانهاى بس دراز مىكوشيدم ، بر فرض كه آن همه زمان را عمر مىكردم ، كه شكر يكى از نعمتهايت را بجا آورم نخواهم توانست ، جز با منتّت كه به سبب آن شكرت بر من واجب مىشود ، شكرى دايم و نو ، و ثنايى تازه و فراهم . آرى اگر من و همهء شمارش‌گران از آفريدگانت ، حرص ورزيم كه نهايت نعمتهايت ، از نعمتهاى سابقه‌دار و بىسابقه‌ات را برشماريم ، هرگز نمىتوانيم